206را خاموش كند و از او پيمان گرفت تا همه افرادى كه در برابر امريكا قدعلم كردهاند را نابود كند و همه ديديم كه اين خائنان و سرسپردگان در اين مأموريت شوم لحظهاى درنگ ننمودند و به نام مأموريت و آزادى و رسيدن به دروازه تمدن بزرگ، از كشتههاى اين ملت پشتهها ساختند و در و ديوار كشور ما را از فيضيه گرفته تا دانشگاه و از دانشگاه تا كوچه و بازار و خيابان و از خيابان تا مسجد و محراب به خون عزيزان و جوانان تكبير گوى پيرو خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله را رنگين كردند و در شرايطى كه جلادان رژيم ستمشاهى پرو بال و برگ و شاخه شجره طيبه آزادى را مىشكستند، همه جهانخواران در يك اقدام هماهنگ تبليغاتى و بينالمللى شاه را متمدن و مترقى، و آزادىطلبان و مسلمانان را مرتجع و خواستههاى اسلامى آنان را ارتجاع سياه معرفى كردند و در ادامه همان سياست سركوب بود كه در كربلاى خونرنگ ايران جنايات يزيديان را دهها بار در عاشوراها و تاسوعاها تكرار نمودند و مملكت ما را به جزيره آرام و ثبات امريكا و به قبرستان و خرابه اين ملت مبدل ساختند كه من در روز ورود به كشور عزيز ايران در بهشت زهرا گفتم كه شاه مملكت ما را ويران و قبرستانهاى آن را آباد نمود و الآن نيز همان سخن را تكرار مىكنم كه شاه كشور ما را ويران و قبرستانها را آباد كرد ولى شاه كه بود و به دستور چه كسى عمل مىكرد؟ كه اگر او به تنهايى و به فكر فاسد و تبهكار خود عمل مىكرد چه بسا قضايا بعد از رفتن او خاتمه مىيافت. ولى چه كسى است كه نداند شاه نوكر و مأمور امريكا و تمامى شهيدان و عزيزان ما، خونبها و قربانيانى بودند كه به خاطر آزادى از آنان گرفته شد و كار او مأموريتى بوده است كه براى اربابان خود به انجام رسانيد و تا توانست انتقام امريكا را از اسلام و مسلمين گرفت ولى كارگزار اصلى ماجرا يعنى خود امريكا در پشت صحنه باقى مانده بود، امريكايى كه از اسلام راستين مىترسيد و از قيام منتهى به حكومت عدل واهمه داشت.
امريكا به تصور اينكه مليگراها و منافقين و ديگر وابستگان چپ و راست او بزودى پاشنه سياست انقلاب و حاكميت نظام و اداره كشور را به نفع او به حركت درمىآورند چند روزى سياست خوف و رجا را در پيش گرفت و به طرح و اجراى كودتا و اعمال سياست فشار و ترويج چهرههاى وابسته خود و نيز به ترور شخصيت انقلاب و انقلابيون