113اسلام يعنى، بعد از يك مدتى تا زمان ما مساجد يك مساجدى شده بود كه اسلام در آنجا محكوم مىشد. محكوم كردن اسلام به اين نيست كه يك كسى بگويد من اسلام را محكوم مىكنم، محكوم كردن اسلام بر اين است كه آن چيزى كه اسلام مىخواهد در مسجد زيرپا گذاشته بشود. اسلام مىخواهد كه مردم آگاهانه براى مصالح خودشان، براى مصالح مسلمين در آنجا فعاليت بكنند و حج از مسائلى است كه جنبه سياسى اش بسيار بيشتر است از جنبههاى عبادى اش. و شما آقايان كه انشاءاللّٰه با سلامت مشرف مىشويد بايد توجه به اين معنا داشته باشيد كه اين فكر استعمارى كه در مغز بسيارى از حتى روحانيين ممالك اسلامىگنجانيده شده است اين را ازاله كنيد. در صحبتهايتان، در اجتماعاتتان بگوييد به آنها كه اسلام وضعش اين نيست كه تاكنون ماها داشتهايم، فقط بيايند در حج و چند دور بگردند دور خانه مبارك و بعد هم وقوف و چه و چه و هيچ كار نداشته باشند كه مستكبرين بر مردم دنيا و بر مسلمين چه مىكنند، بى تفاوت باشند.
محكوم كنند اين اشخاصى كه مىخواهند راجع به مصالح مسلمين صحبت بكنند. آن ضررى كه از اين آخوندهاى دربارى، اسلام مىخورد، بدتر از آن ضررى است كه از امريكا مىخورد، براى اينكه، اينها با يك ظاهر اسلامى اسلام را منزوى مىكنند و آنها با اين ظاهر نمىتوانند بكنند، آنها وادار مىكنند اينها را. مسلمين بايد در حج وقتى كه مىروند يك حج زنده، يك حج كوبنده، يك حجى كه محكوم كنند اين شوروى جنايتكار و آن امريكاى جنايتكار را؛ يك همچو حجى، حجى است كه مقبول است. اگر ما حج برويم و مصالح مسلمين را در نظر نگيريم بلكه برخلاف مصالح مسلمين هى روى جنايتها پرده بپوشيم، نگذاريم مسلمين صحبت بكنند از جنايتهايى كه بر مسلمين مىگذرد و جنايتهايى كه از حكومتها و از قدرتهاى بزرگ بر مسلمين مىگذرد، ما يك صحبت بكنيم، اين حج نيست، اين يك صورت بى معناست.
بيدار نمودن و متحد كردن مسلمين در حج
آن حجى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد و آن حجى كه اسلام از ما خواسته است، آن است كه وقتى مىرويد حج، اين مسلمين بلاد را بيدار كنيد، متحد كنيد با هم،