112اين مسائل بوده است، براى قيام ناس بودهاست، براى اين بوده است كه مسلمين مشكلات مسلمين را درك كنند و در رفعش كوشش كنند، براى اين بوده است كه بين مسلمين اخوت و مودت پيدا بشود.
انزواى اسلام با تبليغ جدايى دين از سياست
و معالأسف به قدرى تبليغات دامنه دار دشمنان اسلام در همه مسائل اسلامىزياد و دامنه دار بوده است كه به خود مسلمين هم باوراندهاند كه نبايد دخالت در سياست بكنند، به خود روحانيون هم. بسيارى از روحانيون هم باورشان آمده است كه روحانى نبايد دخالت در سياست بكند. روحانى بايد مسئله بگويد، آن هم مسائل غيرسياسى. مسائل سياسى اسلام چندين برابر مسائل عبادى اش است، براى اينكه آن مسائل سياسى هم عبادت است مع الاضافه. كتب اسلام، كتب فقهى اسلام مشحون از مسائل سياسى است، مشحون از مسائل اجتماعى است. و آن وقت يك دسته نادان گمان مىكنند كه اسلام مثل ساير اديان منحرفه - كه آن هم در اول اينطور نبوده است، بعد با دست همين استعمارگران به اينجا رسيده است - وضع اين است كه بايد روحانى فقط بنشيند و دو ركعت نماز بخواند و برود منزلش و همان جا چرت بزند تا دوباره وقت نماز ديگر بيايد. اينها همه تبليغاتى بوده است كه در طول مدت از آنوقتى كه اسلام تولد پيدا كرد و قدرت پيدا كرد به دست خلفاى امَوى و عبّاسى و بعد هم به دست حكومتهاى مرتجع و بعد هم به دست قدرتهاى بزرگ اين مسائل شده است كه اسلام را منزوى كنند و منزوى كردند.
آن اسلامىكه به درد جامعه نرسد، و آن اسلامى كه به درد حكومت جامعه نرسد، آن اسلام منزوى است. اسلام منزوى در مساجد بود. با اسم اسلام، اسلام را منزوى كردند در چهار ديوار مساجد، مساجد بى تحرك. مسجدالحرام و مساجد در زمان رسول اكرم مركز جنگها و مركز سياستها و مركز امور اجتماعى و سياسى بوده. اينطور نبوده است كه در مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد؛ مسائل سياسىاش بيشتربوده.هروقت مىخواستند به جنگ بفرستند اشخاص راوبسيج كنند مردم را براى جنگها، از مسجد شروع مىكردند اين امور را. معالأسف در دنبال تبليغات از صدر