95پادشاهان آلبويه، زمينهاى براى وسعت و نيروى تشيع فراهم ساخت.
پادشاهان آلبويه (كه شيعه بودند) ، كمال نفوذ را در مركز خلافت (بغداد) داشتند.
اين قدرت، به شيعيان توان مقابله با مخالفان را مىداد. چنان كه مورخان گفتهاند، در اين قرن همۀ جزيرة العرب، يا قسمت بزرگ آن به استثناى شهرهاى بزرگ، شيعه بودند.
شهر «بصره» كه پيوسته مركز تسنن بود و با مردم شهر «كوفه» كه مركز «شيعه» بود به رقابت مذهبى مىپرداختند جماعت زيادى از شيعه را در خود جاى داده بود. همچنين در طرابلس، نابلس، طبريّه، حلب و هرات شيعه بسيار بود و در اهواز و سواحل خليجفارس، مذهب شيعه رواج داشت. 1
از قرن پنجم تا اواخر قرن نهم مذهب، شيعه به همان افزايش كه در قرن چهارم داشت ادامه يافت. پادشاهانى كه مذهب شيعه داشتند به ترويج اين مذهب پرداختند.
شاه خدابنده (از پادشاهان مغول) مذهب شيعه را اختيار نمود و اعقاب او ساليان دراز در ايران سلطنت كرده و تشيع را ترويج مىكردند؛ همچنين سلاطين «آققويونلو» و «قرهقويونلو» كه در «تبريز» حكومت مىكردند. در ترويج تشيّع سهم بهسزايى داشتند. 2
حكومت فاطميان نيز ساليان دراز، در مصر پابرجا بود. البته قدرت مذهبى مردم با پادشاهان وقت تفاوت مىكرد، چنان كه پس از برچيده شدن بساط فاطميان و روى كار آمدن سلاطين «آلايوب» امر بر عكس شد و شيعيان «مصر» و «شام» آزادى مذهبى كلّى از دست دادند. و جمع كثيرى از شيعيان، از دم شمشير گذشتند؛ از آن جمله، شهيد اول (محمد بن محمد مكى) ، يكى از نوابغ فقه شيعه در سال 786 هجرى در دمشق به جرم شيعه بودن، كشته شد.
روى هم رفته «شيعه» در اين پنج قرن از لحاظ جمعيت، افزايش يافت و از جهت قدرت و آزادى مذهبى تابع موافقت و مخالفت سلاطين وقت بود و هرگز مذهب تشيع در يكى از كشورهاى اسلامى مذهب رسمى اعلام نشد.
در سال 906 هجرى، جوان سيزدهسالهاى به نام اسماعيل صفوى از خانوادۀ شيخ