94شيخ كلينى، از «ضوء بن عِجلى» روايت كرده است كه مردى ايرانى از اهالى فارس، به او گفته بود: «به منظور خدمت براى امام عسكرى عليه السلام به سامراء رفتم و امام مرا بهعنوان مسئول خريد خانه پذيرفت. روزى حضرت عسكرى عليه السلام فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبكم» وى اظهار مىكند كه پس از آن نيز تا رحلت امام، آن كودك را نديده است. او مىافزايد: «در زمانى كه وى آن حضرت را ديد حدود دو سال سن داشته است.» 1
شايد پراهميتترين ديدار اصحاب و شيعيان امام عسكرى عليه السلام با حضرت بقيةاللّٰه، زمانى بود كه «محمد بن عثمان عمروى» از وكلاى خاص امام زمان(عج) ، همراه با چهل نفر ديگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «هذا امامكم من بعدى وخليفتى عليكم أطيعوه ولا تتفرقوا من بعدى فى أديانكم لتهلكوا، أما إنكم لا ترونه بعد يومكم هذا؛ اين امام شما پس از من و جانشين من در ميان شما است. از او فرمان ببريد و پس از من در دين خود اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك مىشويد و پس از اين هرگز او را نخواهيد ديد.»
درادامه اين روايت آمده است: چند روز پس از آن، امام عسكرى عليه السلام رحلت كرد. 2
بعد از رحلت امام عسكرى عليه السلام احتمال ايجاد فرقههاى انشعابى و افكار ناروا، فراوان بود زيرا تولد و نگهدارى و وصايت امام زمان عليه السلام بهطور كاملاً محرمانه انجام شده بود و دوران غيبت نيز آغاز شده و تنها پشتوانه نيرومند امامت حضرت حجت، ميراث عظيم احاديث موجود، دربارۀ اصل مهدويت و پارهاى از لوازم آن و در بخش ديگر، استقرار سيستم ارتباطى قوى و حضور برخى از عناصر سرشناس شيعه، در ميان اصحاب امام عسكرى عليه السلام و شيعيان آن حضرت بود.
«شيعه» در قرنهاى ديگر
درقرن چهارم هجرى عواملى چون سستى اركان خلافت بنىعباس و ظهور