64ب - مقداد بن اسود مىگويد: «واعجباً لقريش ودفعهم هذا الأمر عن أهلبيت نبيّهم وفيهم أوّل المؤمنين...»؛ 1 عجب دارم از قريش كه چگونه خلافت را از اهلبيت نبيّشان گرفت درحالىكه درميان آنان كسى است - على عليه السلام - كه اول مؤمن به پيامبر است.
ونيز مىفرمود: «معرفة آل محمّد برائة من النار، وحبّ آل محمّد جواز على الصراط، والولاء لآل محمّد أمان من العذاب»، 2 شناخت و معرفت آل محمّد برائت از عذاب ودوستى آنان جواز و مجوز عبور از پل صراط، وولايت آنان امان از عذاب جهنم است.
ج - سلمان فارسى در دفاع از خاندان عصمت و طهارت خطاب به مردم مىگويد:
«اى مردم! همانا آل محمّد از خاندان نوح، آل ابراهيم و از ذريۀ اسماعيل است. آنان عترت پاك و هدايتگر محمّدند. آل محمّد را به منزلۀ سر از بدن، بلكه به منزله دو چشم از سر بدانيد؛ زيرا آنان نسبت بشما مانند آسمان سربرافراشته، كوههاى نصبشده، خورشيد روشنىبخش و درخت زيتوناند،..» 3
و در جايى ديگر خطاب به مردم مىفرمايد: «مىبينم كه على عليه السلام بين شماست ولى دست به دامان او نمىزنيد، قسم به كسى كه جانم به دست قدرت اوست، كسى بعد از علىّ عليه السلام از اسرار پيامبرتان خبر نمىدهد.» 4
بعد از واقعه سقيفه خطاب به مردم فرمود: «كرداز و ناكردازلو، او بايعوا علياً لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم»؛ 5 كرديد آنچه نبايد مىكرديد، و نكرديد آنچه را كه بايد مىكرديد، اگر با على عليه السلام بيعت مىكرديد نعمت فراوانى براى شما از آسمان و زمين جارى بود.
د - ابوذر غفارى مىگويد: «أصبتم قناعة وتركتم قرابة، لو جعلتم هذا الأمر فى