468ب - امام على عليه السلام بعد از واقعۀ سقيفه به مسجد آمد و خطاب به ابوبكر فرمود: «امور را بر ما فاسد كردى، با ما مشورت نكردى و رعايت حقّ ما را ننمودى.» 1
ج - و نيز اينگونه به خداوند شكوه مىكند: «بارخدايا! من از قريش و كسانى كه به آنها كمك كردند، به تو شكايت مىكنم، زيرا آنان رَحِم مرا قطع كردند، ظرف مرا واژگون نمودند و بر منازعه بر حقّى كه من اولى بر آن بودم، اتفاق نمودند.» 2
د - حضرت عليه السلام در خطبۀ معروف شقشقيه مىفرمايد: «آگاه باشيد به خدا سوگند ابابكر جامه خلافت بر تن كرد، درحالىكه مىدانست جايگاه من نسبت به حكومت چون جايگاه محور آسياب بر سنگ آسياب است، كه دور آن حركت مىكند.» 3
ه - امام على عليه السلام هنگام حركت بهسوى بصره فرمودند: «خداوند متعال بعد از آنكه رسولش را به سوى خود فراخواند، قريش بر ما پيشى گرفت و ما را از حقّى كه سزاوار آن بوديم، محروم ساخت، لكن من صبر را بهتر از اختلاف مسلمانان و ريخته شدن خون آنان ديدم، زيرا مردم تازه به اسلام گرويده بودند.» 4
و - حضرت امير عليه السلام در جواب برخى از اصحاب كه گفته بودند: چرا طلحه و زبير را تعقيب نمىكنى؟ فرمود: «به خدا سوگند! من از زمان وفات پيامبر صلى الله عليه و آله تابهحال از حقّ خود محروم بودم.» 5
ز - برخى از اصحاب به امام على عليه السلام گفتند: «تو به امر خلافت حريص هستى.
حضرت در جواب فرمود: «به خدا سوگند! شما با اينكه از پيامبر دورتريد، حريصتر مىباشيد اما من شايستهتر و نزديكتر به پيامبرم. همانا من تنها حق خود را مطالبه مىكنم كه شما بين من و آن حايل شديد و دست رد بر سينهام زديد.» 6