452اين احتمال نيز باطل است، زيرا - همانگونه كه اشاره شد - بيعت سببى مستقل در مشروعيتدادن به حكم و حكومت نيست و مشروعيت، تنها از جانب نصّ الهى با واسطه يا بدون واسطه حاصل مىگردد.
3 - بيعت، التزام مردمى
احتمال ديگر آن است كه بيعت هيچ ربطى در مشروعيّتبخشيدن به حكومت و خلافت ندارد و تنها تأثير آن در ايجاد عقد و التزام عملى به دستورهاى حاكم است. در حقيقت با كسى بيعت مىشود كه ولايتش از جانب خداوند متعال ثابت شده است.
به تعبير ديگر، بيعت به جهت به عهدهگرفتن حكومت و ادارۀ شئون مردم است، نه آنكه اصل امامت و ولايت به آن ثابت شود. اين بيعت مردمى است كه براى حاكم زمينۀ لازم را در جهت اعمال ولايت و حكومت خود فراهم مىسازد. اين تفسير و توجيه براى بيعت، توجيه معقولى است.
دلايل اهل سنّت
اهل سنت بر مدعاى خود در مشروعيّت بخشيدن بيعت به حكومت به دلايلى اشاره كردهاند كه به يكايك آنها پرداخته و سپس پاسخ مىگوييم.
1 - آيات بيعت
خداوند متعال مىفرمايد: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا جٰاءَكَ الْمُؤْمِنٰاتُ يُبٰايِعْنَكَ عَلىٰ أَنْ لاٰ يُشْرِكْنَ بِاللّٰهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَسْرِقْنَ وَ لاٰ يَزْنِينَ .... 1
همچنين مىفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ.... 2
و در جاى ديگر مىفرمايد: لَقَدْ رَضِيَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبٰايِعُونَكَ