449حاكم او را امر به معصيت كند، در اينصورت گوشدادن به فرمان او، و اطاعتش واجب نيست.» 1
انس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود: «كسى كه از خدا اطاعت نكند، حق اطاعت ندارد.» 2
اختيار؛ عنصر اساسى بيعت
محدودۀ دلالت و تأثير بيعت، همانا به فعليت رساندن حكومت و بهدستگرفتن زمام حكم و التزام عملى دادن از جانب بيعتكننده در عمل به دستورهاى حاكم است، اين محدودۀ تأثير تنها در صورتى است كه بيعت از روى ميل و رغبت باشد نه اكراه و اجبار، زيرا بيعت بهمعناى ميثاق و عهد در اطاعت است و اين ميثاق در صورتى تمام است كه با اراده و اختيار باشد، نه از روى اكراه؛ خداوند متعال مىفرمايد: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ ؛ 3«در دين اكراهى نيست.» اسلام اجازه نمىدهد كسى به زور و اكراه تحت سلطۀ ديگرى درآيد، لذا بيعت در محدودۀ خود در حقيقت نوعى تكريم از جانب خداوند به انسان است كه مىتواند در تعيين سرنوشت خود صاحبنظر باشد. اسلام، اگرچه خليفه و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و حاكم اسلامى را خود معين مىكند، ولى مىخواهد انسان نيز با اراده و اختيار و فهم و شعور به اين حقيقت برسد كه انتخاب خداوند بهترين انتخاب است، لذا انسان است كه منتخب خدا را برگزيند.
وجوب وفا به بيعت
بيعت عهدى است كه وفاى به آن واجب است، در صورتى كه با امام بهحقّ انجام گرفته باشد. بر اين حكم مىتوان به دلايلى اشاره كرد:
1 - بيعت از مادۀ «بيع» است و از عقود لازم مىباشد و وفاى به عقد لازم،