393بحث از امامت در اين زمان در حقيقت بحث از اين الگوهاست. بحث از امامت در حقيقت بحث از الگو در تمام زمينه هاست: در زمينۀ عبادت، نظام خانواده، وظائف فردى و اجتماعى، و... اين الگوها هستند كه آيندۀ انسان را ترسيم كرده ورق مىزنند.
فرزند خردسالى كه از كودكى پرچم «هيهات منّا الذله» را بر پيشانى مىبندد و در مجالس امام حسين عليه السلام شركت كرده و او را الگوى خود مىبيند، هرگز در سنين بالاتر زير بار ذلت نمىرود، همان گونه مولايش حسين عليه السلام چنين بود. انسان الگو را نصب العين خود قرار مىدهد، تا به او اقتدا كرده و به او نزديك شود، نزديكى به او همان، و نزديك شدن به خدا همان، پس چه بهتر كه در الگو، بهترينها انتخاب شوند، آنانى كه در طول عمر خود هرگز گناهى انجام نداده و هرگز خطا و اشتباهى از آنان سرنزده است. امام حقيقى است كه براى انسان حقّ را از باطل، نيك از بد، مضر از مفيد را تمييز مىدهد. و با ارتباط به خطّ امامت است كه راه انسان از هر يك از دو طرف جدا مىشود. اگر من پيرو حسين بن على باشم هرگز دست بيعت به حاكم فاسق و فاجر نمىدهم، ولى اگر پيرو فردى مانند عبداللّٰه بن عمر باشم، حاضرم حتّى با پاى حجاج بن يوسف ثقفى آن خون خوار معروف تاريخ هم بيعت كنم، همان گونه كه احمد بن حنبل با الگو قرار دادن عبداللّٰه بن عمر، با متوكّل بيعت كرد. امامت است كه معيارها و شعارها را مشخّص مىكند. پس بحث از «امامت» و «غدير» بحثى تاريخى و بىثمر عقيم نيست، بحث روز است، بحثى است زنده كه حيات جامعۀ اسلامى بلكه بشرى به آن وابسته است. امامت امرى است كه با حقيقت و شالودۀ و روح انسانى ارتباط دارد. امامت مسير و آينده انسان را روشن مىكند، امامت مربوط به دنيا و آخرت انسان است، امامت حقيقتى است كه در جاىجاى زندگى انسان تأثير گذار است.
6 - انتخاب مذهب با دليل و برهان
آيا هر يك از ما مذهب خود را با دليل و برهان و تحقيق انتخاب كردهايم، يا اين كه موروثى به دست ما رسيده است؟ چون پدر و مادرمان بر اين مذهب و عقيدهاند ما نيز چنين هستيم؟ آيا امامت از اصول اعتقادى نيست كه هر يك بايد بر آن دليل اقامه كنيم؟