377مىگويد: «بسيارى از بحث كنندگان در شرق و غرب عالم، از قديم و جديد، دچار احكام نادرست زيادى بر ضدّ شيعه شدهاند كه با هيچ دليل يا شواهد نقلى سازگار نيست. مردم نيز اين احكام را دست به دست كرده و بدون آن كه از صحت و فساد آن سؤال كنند، شيعه را به آنها متهم مىنمايند. از جمله عواملى كه منجرّ به بى انصافى آنان نسبت به شيعه شد، جهلى است كه ناشى از بى اطلاعى آنان نسبت به مصادر شيعه است و در آن اتهامات تنها به كتابهاى دشمنان شيعه مراجعه نمودهاند». 1
ب: اعتراف به حقّ
طرح مباحث علمى محض و عارى از تعصّب و جدال غير احسن و تاليف در آنها، نه تنها منجرّ به تمايل برخى از شخصيتهاى طراز اوّل اهل سنت در اعتراف به جواز تعبّد به مذهب جعفرى و قبول شيعۀ اماميه به عنوان مذهبى كه داراى اصول و فروع مستند به عقل و قرآن و حديث است، شد، بلكه باعث شد كه عدهاى ديگر از بزرگان اهل سنت مذهب خود را رها كرده، مذهب تشيع را در آغوش بگيرند. و اعتراف كنند كه حقّ يكى است و آن در هيچ مذهبى جز تشيع كه همان مذهب اهل بيت عليهم السلام است، نيست. اينك تعدادى از اين اشخاص را معرفى مىكنيم:
1 - علامه شيخ محمّد مرعى، امين انطاكى:
او در قريۀ عنصو از توابع انطاكيه در سال 1314ه متولد شد. مذهب شافعى داشت.
به همراه برادرش احمد براى فراگيرى علوم به مصر عزيمت نمود و بعد از طىّ مراحل مقدماتى از شخصيتهاى طراز اوّل ازهر؛ از قبيل: شيخ مصطفى مراغى، محمود ابوطه مهنى، شيخ رحيم و ديگران استفاده كرده و به درجات عالى از علم رسيد. هنگام بازگشت به وطن، بزرگان ازهر از آندو دعوت كردند كه در مصر باقى مانده و هر كدام تدريس در ازهر را به عهده گرفته و شاگردان را از علوم خود سيراب كنند، ولى نپذيرفته و به شهر خود باز گشتند. با گذشت زمانى نه چندان دور با مطالعۀ كتابها به حقانيّت شيعه