365
امامت و وحدت اسلامى
به نظر برخى، در عصر ما بحث از مذهب و امامت - كه زمان بسيارى از صدر اسلام گذشته است - بى فايده بلكه زيان آفرين است، زيرا اين بحثها مربوط به قضيهاى است تاريخى كه قرنها از وقوعش گذشته است. بحث از اين كه خليفه و جانشين بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله چه كسى بوده و هست؟ على بن ابى طالب عليه السلام يا ابوبكر؟ در اين زمان خالى از فايده است و حتى چه بسا اين مباحث در اين زمان، جز ايجاد فتنه و نزاع و برانگيختن كينهها، اثر ديگر ندارد؛ به عبارت ديگر در اين عصر كه احتياج مبرم به وحدت و تقريب بين مذاهب است، چرا اين گونه مباحث كه اختلاف زا است مطرح مىگردد؟... .
ما به لطف خداوند متعال در صدديم آثار و فوايد بحثِ امامت را در اين عصر طىّ مطالبى بيان كنيم.
1 - حقيقت وحدت
از آن جا كه اشكال كننده، به واژۀ «وحدت» اهميت فراوانى مىدهد، جا دارد ابتدا به مفهوم حقيقى آن بپردازيم:
دو اصطلاح و عنوان مهمّ است كه بايد در كنار هم مورد توجه خاص قرار گيرد و هيچ كدام را نبايد فداى ديگرى كرد: يكى حفظ وحدت و يك پارچگى امّت اسلامى و ديگرى حفظ اصل اسلام.