321تأكيد صحابه و موافق سيرۀ صحابه بوده است.
اين رأى به جهت موافقت با اصول و ادله، مورد پذيرش شمارى از اهل سنت با انصاف واقع شده است؛ از متقدمين همانند سعد تفتازانى، مارزى، ابن عماد حنبلى، و از متأخرين هم چون شيخ محمّد عبده، محمّد بن عقيل علوى، محمّد رشيد رضا، سيد قطب، سيّد مقبلى، شيخ محمّد ابوريه، شيخ مصطفى صادق رافعى و محمّد غزالى و ديگران. اينان به اين نتيجه رسيدهاند كه عدالت ويژه آن عده از صحابه است كه به روش اسلامى استقامت داشته و در دين تغيير و تبديل ايجاد نكردند.
3 - عدالت جميع صحابه قبل از دخول در فتنه
معتزله به عدالت جميع صحابه معتقدند، جز كسانى كه با اميرالمؤمنين عليه السلام وارد جنگ شدند كه آنان فاسق بوده و شهادشان قبول نيست. 1
4 - تأويل و توجيه مواقف صحابه
برخى از اهل سنت معتقدند كه بايد جايگاه و مواقف صحابه را به نحوى توجيه كنيم كه با قول به عدالتشان سازگار باشد.
ابن حجر هيتمى مىگويد: «آنچه اهل سنت و جماعت بر آن اجماع دارند اين است كه بر هر مسلمانى واجب است تزكيۀ صحابه و اثبات عدالت آنان وطعن وارد نكردن به آنها... و نيز واجب است كارهاى آنان را كه در ظاهر خلاف است به بهترين وجه تأويل نماييم؛ زيرا آنان شايسته اين كارند». 2
ابن حجر خود به اين توصيه عمل كرده و در تبرئه معاويه از ظلمهايش مىگويد:
«گروه معاويه هر چند ظالم بودند، ولى اين ظلم سبب فسق او نمىگردد، زيرا قابل تأويل است و مىتوان او و اصحابش را در اين عمل معذور دانست». 3