301الدار و الأفنية، ملأ يهبط، و ملأ يعرج، و ما فارقت سمعي هينمة منهم، يحلّون عليه، حتّى واريناه في ضريحه، فمن ذا احقّ به منّي حيّاً وميّتاً؛ 1
«و رسول خدا جان سپرد در حالى كه سر او بر سينۀ من بود و نفس او در كف من روان شد، آنرا به چهرۀ خويش كشيدم و شستن او را عهدهدار گرديدم، فرشتگان ياور من بودند، خانه و اطراف آن فرياد مىكشيد. گروهى [از فرشته] فرود مىآمد و گروهى به آسمان مىرفت و بانگ آنان از گوش من نَبُريد، بر وى درود مىگفتند تا او را در خاك نهاديم. پس چه كسى از من به او سزاوارتر است چه در زندگى او و چه پس از مردن او؟»
اين مورد يكى از امتيازات امام على عليه السلام در بين صحابه بوده است كه كسى در آن شركت ننمود. لذا آن حضرت به باب علم پيامبر صلى الله عليه و آله معروف گشت، 2 او تنها مرجع روحى و معنوى بهطور مطلق در عصر خلفا بود.
از امام على عليه السلام سؤال كردند: چيست كه از بين صحابه بيش از ديگران از رسول خدا صلى الله عليه و آله حديث نقل مىكنى؟ فرمود:
«انّي إذا كنت سألته أنبأني، و إذا سكتّ إبتدأني؛ 3 من كسى هستم كه هرگاه از او مسئلهاى سؤال مىكردم جواب آن را به من مىداد و هرگاه سكوت اختيار مىنمودم او شروع به صحبت با من مىكرد.»
امر به نوشتن حديث
رسول خدا صلى الله عليه و آله هميشه به على عليه السلام امر مىكرد كه هرچه را كه براى او مىگويد بنويسد. يك روز على عليه السلام به آن حضرت عرض كرد: اى نبى خدا! آيا بر من از فراموشى بيمناكى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من بر تو به اين جهت هراسان و بيمناك نيستم، زيرا از خداوند خواستهام كه حافظۀ تو را قوى نموده و نسيان به تو عارض نگرداند، ولى تو براى