214مىگويد: «از عائشه و جمهور اهلسنت نقل شده كه ضمير در «رآه» به جبرئيل بازمىگردد نه پيامبر». 1 نتيجه اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله خدا را نديده است.
2 - شاطبى مىگويد: «صحابه منكر رؤيت خداوند متعال بودهاند». 2
3 - ذهبى در ترجمۀ ابوعبداللّٰه بخارى مىگويد: «او عالم اهل بخارا و شيخ آنان، فقيهى باورع و زاهد بود. و هركسى را كه قائل به خلق قرآن و احاديث رؤيت و نزول خدا از آسمان بود، او را تكفير مىنمود». 3
بررسى ادلۀ قائلين به رؤيت
كسانى كه معتقد به رويت خداوند به ديدگان هستند به ادلهاى چند از آيات و روايات تمسك كردهاند:
1 - خداوند متعال مىفرمايد: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ* إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ* وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ* تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ . 4«آنروز رخسار طائفهاى از شادى برافروخته و نورانى است و به چشم قلب جمال حقّ را مشاهده مىكنند. و رخسار گروهى ديگر عبوس و غمگين است كه مىدانند حادثۀ ناگوارى در پيش است كه پشت آنها را مىشكند.»
جواب:
شكّى نيست كه نظر در لغت به معناى رؤيت و ديدن است ولى جملۀ إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ درمقابل تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ آمده است، ولذا به قرينۀ مقابله در معناى لغوى آن به كار نمىرود، بلكه معناى كنايى آن اراده مىشود، كه همان انتظار رحمت است؛ زيرا جملۀ مقابل به اين معنا است: «مىدانند كه حادثۀ ناگوارى در پيش است...». در اين مورد انتظار حادثۀ ناگوار است و در مورد نظر؛ نيز انتظار رحمت است.
قاضى عبدالجبار معتزلى مىگويد: «از جماعتى از مفسّرين رسيده كه آيه حمل بر