184
وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتىٰ بِإِذْنِي؛ 1«و آنگاه كه كور مادرزاد و پيس را به امر من شفادادى و مردگان را به امر من از قبر بيرون آوردى.»
اگر كار خارقالعاده از شخص سر مىزند، درخواست آن كار از آن شخص اشكالى ندارد.
فرق بين افعال غيرعادى از خداوند و انسان اين است كه خداوند تنها فاعل وقادرى است كه در كارهايش وابسته به كسى نيست و خود مستقل در عمل است، به خلاف ديگران كه متّكى به او هستند.
2 - كمكگرفتن از ارواح اولياى الهى بعد از مرگ:
مسئله استعانت از ارواح اوليا و استغاثه به آنان بعد از وفاتشان، از مهمترين مسائل باب استعانت از غير است؛ خواه به صورت دعا باشد يا طلب اعجاز. اين نوع استعانت را وهابيون از اقسام شرك دانسته و شديداً با آن مقابله مىكنند.
ادلۀ جواز يا رجحان استعانت از اوليا (استغاثه)
با مراجعه به روايات پى مىبريم كه كمك گرفتن از اولياى الهى (استعانت) و استغاثه به آنان نه تنها اشكالى ندارد، بلكه رجحان نيز دارد، زيرا سيره و سنت بزرگان دين اينگونه بوده است كه هنگام شدايد به وليّى از اولياى الهى پناه مىبردند. اينك به برخى از روايات اشاره مىكنيم:
1 - بخارى به سند صحيح از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود: «همانا خورشيد در روز قيامت چنان به مردم نزديك مىشود كه از شدّت گرما عرق تا نصف گوش مردم را خواهد گرفت، در اين هنگام مردم به حضرت آدم و سپس به حضرت موسى و در آخر به حضرت محمّد پناه مىبرند، تا بين خلايق حكم شود.» 2
از اين حديث استفاده مىشود كه در كارهايى كه با قدرت خداوند انجام مىگيرد؛