167واسطه قرار دهد. از همينرو، صحابه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله با تمسك به اين آيه از آن حضرت صلى الله عليه و آله طلب استغفار مىنمودند. اين مطلب علىالخصوص با اثبات حيات برزخى و وجود ارتباط بين عالم برزخ و دنيا هموارتر خواهد شد. 1
2 - بيهقى و ابن ابىشيبه نقل مىكنند: در زمان خلافت عمر قحطى شديدى بر مردم روى آورد. بلال بن حرث رحمه الله از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! براى امتت باران طلب، زيرا آنان نزديك است كه هلاك شوند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در عالم رؤيا به او فرمود: زود است كه آنان سيراب شوند. 2 در اين حديث بلال به دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله متوسل شده است.
3 - على عليه السلام مىفرمايد: «شخصى بعد از سهروز از دفن رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مدينه شد و خود را روى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله انداخت و خاك آن را بر سر ريخت و عرض كرد:
اى رسول خدا! گفتى، ما هم گفتارت را شنيديم، از خداوند گرفتى ما نيز از تو گرفتيم، از جمله آياتى كه بر تو نازل شد، اين بود: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ تا آخر آيه.
من به خود ظلم كردهام، آمدهام تا برايم استغفار نمايى. از داخل قبر ندا داده شد كه تو بهطور حتم بخشيده شدى». 3
منع از توسل، از بدعتهاى امويان
حاكم نيشابورى به سند خود از داود بن ابى صالح نقل مىكند: مروان روزى وارد روضۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله شد مردى را ديد كه صورت (پيشانى) خود را بر روى قبر گذارده است. مروان دست به شانهاش گذاشت و گفت: مىدانى كه چه مىكنى؟ آن مرد سر خود را بلند كرد. مروان ديد او ابوايوب انصارى است. او خطاب به مروان فرمود: آرى، مىدانم كه چه مىكنم! من بهخاطر اين سنگها نيامدهام، بلكه براى رسول خدا صلى الله عليه و آله