138
شرك
«شرك» در لغت به معناى نصيب، و در اصطلاح قرآنى در مقابل حنفيت به كار رفته است. حنيف به معناى ميل به استقامت است، لذا شرك در راه استقامت و اعتدال نيست، بلكه بر خلاف فطرت سليم انسانيّت است.
خداوند متعال مىفرمايد: قُلْ إِنَّنِي هَدٰانِي رَبِّي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْرٰاهِيمَ حَنِيفاً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ؛ 1«بگو اى پيامبر محققاً مرا خدا به راه راست هدايت كرده است به دين استوار و آيين پاك ابراهيم كه وجودش از لوث شرك و عقايد باطل مشركان منزّه بود.»
هم چنين مىفرمايد: وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ 2«و روى به جانب دين حنيف اسلام و آيين پاك توحيد آور و هرگز لحظهاى هم با آيين مشركان مباش.»
حكم شرك به خداوند
قرآن كريم براى مشرك احكامى سنگين بيان كرده و با او برخورد سختى كرده است.
الف) مشرك بدون برهان است:
خداوند متعال مىفرمايد: وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ؛ 3«و هر كس غير خدا كسى را به خدايى بخواند براى او برهانى نيست.»
ب) مشرك در گمراهى است:
خداوند متعال مىفرمايد: وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللّٰهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاٰلاً بَعِيداً؛ 4«و هر كس به خدا شرك آورد سخت گمراه شده و از راه نجات و سعادت دور افتاده است.»