137خداوند. توحيد الوهى همان توحيد عبادت است؛ يعنى اين كه عبادت تنها مخصوص خداوند است. توحيد اسما و صفات؛ يعنى اثبات هر صفتى كه در ادله بر خداوند ثابت شده، لكن بدون در نظر گرفتن نظير و شبيهى براى خداوند.» 1
اين تقسيم اشكالاتى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
1 - ربوبيت به معناى خالقيّت نيست، بلكه همان گونه كه قبلاً به آن اشاره شد عبارت از تدبير و ادارۀ عالم و تصرّف در شئون آن است.
2 - از بررسى آيات و مطالعۀ تاريخ بت پرستان به دست مىآيد كه توحيد در خالقيّت مورد اتفاق مردم شبه جزيرة العرب بوده، و تنها مشكل آنان توحيد در ربوبيّت و الوهيت و عبوديت است. از همين رو خداوند متعال به پيامبرش مىفرمايد: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ ؛ 2«و اگر از آنان سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرد همه مىگويند: خدا.»
3 - «اله» به معناى معبود نيست، لذا توحيد در الوهيت به معناى توحيد در عبوديت نيست؛ بلكه مقصود از «اله» همان معنايى است كه از لفظ جلاله «اللّٰه» استفاده مىشود و تنها فرقشان در اين است كه اولى كلّى و دومى مصداق آن كلّى است. شاهد اين مدعا آن است كه در كلمۀ اخلاص «لا اله الاّ اللّٰه» اگر مقصود از «اله» معبود باشد جمله كذب محض مىشود، زيرا به طور وضوح در خارج معبودانى غير از خداوند مىبينيم كه مورد پرستش مردم واقع مىشوند.
4 - در مورد معناى توحيد صفاتى نيز اشكالاتى متوجه تقسيم آنان است كه در بحث كيفيت صفات الهى به آن اشاره كردهايم. خلاصه اين كه حقيقت توحيد در صفات به معناى عينيّت صفات با ذات است، نه نيابت ذات از صفات كه معتزله قائلند، و نه زيادت صفات بر ذات كه اشاعره قائلند و نه اين معنايى كه وهابيون به آن معتقدند؛ زيرا معنايى كه وهابيون اعتقاد دارند يا سر از تشبيه در خواهد آورد يا تعطيل.