112و نيز در جاى ديگر مىگويد:
برئت الى المهيمن من أناس
يرون الرفض حبّ الفاطمية 1
ولى مشهورترين كاربرد اين واژه معناى نخست است. چنان كه اشعرى، رافضى را معادل اصطلاح اماميه دانسته، و در راستاى اعتقاد به نصّ بر خلافت حضرت على عليه السلام تفسير كرده است. 2
منشأ پيدايش
دربارۀ تاريخ و منشأ پيدايش اين اصطلاح وجوهى گفته شده است:
1 - اين لقب را زيدبن على بن حسين عليه السلام بر شيعيان كوفه كه با او بيعت كرده بودند، و سپس به بيعت خود عمل نكرده و از يارى او دست كشيدند، اطلاق كرده است، زيرا آنان نظر او را دربارۀ ابوبكر و عمر جويا شدند، و او از آن دو به نيكى يادكرد و تبرّى نجست، در نتيجه شيعيان كوفه او را رها كردند و بدين جهت «رافضه» ناميده شدند. 3
اين نظريه قابل مناقشه است؛ زيرا مورّخان معتبر آنجا كه دربارۀ قيام زيدبن على و شهادت وى سخن گفتهاند، چنين مطلبى را بيان نكردهاند، آنان فقط از اينكه كوفيان او را تنها گذاشتهاند و به بيعت با او وفادار نماندند، ياد كردهاند. اين روش كوفيان پيش از اين شناخته شده بود، چنان كه در مورد جدّش امام حسين عليه السلام چنين كردند. 4
عنوان رافضه اصطلاحى سياسى بوده كه حتّى قبل از ولادت زيد بن على بن الحسين بين عوام مردم رايج بوده است. اين اصطلاح بر كسى اطلاق مىشد كه معتقد به مشروعيّت نظام سياسى حاكم نبوده است. لذا مشاهده مىكنيم كه معاويه مخالفين على عليه السلام را متّصف به رفض كرده و آنان را رافضى مىناميد.