105ميان جوامع بشرى كريه و مشوّه جلوه دهند.
ب) عطيه
عطيه نيز از جمله كسانى است كه در سند داستان عبداللّٰه بن سبأ قرار دارد. در مورد وى دو احتمال وجود دارد:
احتمال اول: مراد از او عطيۀ عوفى متوفاى سنۀ 110 است كه اين احتمال بعيد مىباشد. به دليل آن كه عطيۀ عوفى از تابعين بوده و سيف بن عمر او را درك نكرده است. خصوصاً آن كه در رجال هر دو مورد جرح و تعديل قرار گرفتهاند.
احتمال دوّم: مراد از وى عطية بن قيس كلابى شامى، كه ارتباطى با سيف نداشته است.
ج) يزيد فقعسى
با مراجعه به كتابهاى رجال پى خواهيم برد كه شخصى به نام يزيد كه ملقّب به فقعسى باشد وجود ندارد.
در رابطۀ با عبداللّٰه بن سبأ از غير طريق سيف بن عمر نيز رواياتى نقل شده كه هم سند آنها ضعيف است و هم دلالتشان ناتمام. و تنها در برخى از آنها اسم او آورده شده و ذكرى از حوادثى كه به او نسبت داده مىشود نيامده است. و در برخى نيز نام ابنالسوداء آمده كه قابل انطباق بر عبداللّٰهبن وهب رواسبى است؛ زيرا او را با اين عنوان مىخواندند.
2 - مخالف با سيرۀ سياسى عثمان
با مراجعه به سيرۀ سياسى عثمان بن عفان پى خواهيم برد كه او مسائل سياسى بسيار سخت گير بود و بر هيچ شخص معترضى امتيازى قائل نبود. ولذا با هر كسى كه از سر مخالفت با او در مىآمد با شدّت تمام و به هر نحو ممكن به مقابله مىپرداخت. حال چگونه ممكن است كه انسان باور كند شخصى يهودى از «صنعاء» يمن وارد مركز حكومت اسلامى؛ يعنى مدينه منوّره شود، و با تحريكاتش عقلهاى بسيارى از بزرگان صحابه را تخدير كرده و آنان را مريد خود گرداند و نيز افرادى را به كشورها و شهرهاى مختلف اسلامى بفرستد و در نتيجه جمعيت زيادى را دور خود جمع كرده و با تحريك