47اكنون مىبايست چهار ديوار كعبه را از بن مىساختند. قريش را به چهار گروه تقسيم كردند و هر گروهى از ايشان عمارت يك جانب از خانه كعبه را تقبل كردند. وقتى ديوارها را تا محاذات حجر الاسود رساندند، ميان قريش اختلاف افتاد و نزديك شد تا تيغ در يكديگر نهادندى و يكديگر را به قتل آوردندى. سپس پيران قوم در ميان آمدند و گفتند كه بنا نيست براى عمارت خانه كعبه، با هم منازعه كنيد و خون يكديگر بريزيد. اكنون قرار بگذاريد، نخستين كسى كه از بيرون مسجد اندر آيد، در اين باره حكم كند و حكم او را بپذيريد.
ساعتى منتظر شدند تا آن كه محمد(ص) از بيرون مسجد درآمد. همگى از ديدن آن حضرت شادمان گشتند و فرياد زدند: جاء الامين. در آن زمان، قريشيان، محمد(ص) را امين مىخواندند و اين براى آن بود كه امانت و صدق در او مىديدند. از محمد(ص) خواستند تا در اين باره حكم كند. آن حضرت از ايشان خواستند تا جامهاى بياورند كه آوردند. حضرت حجر الاسود برگرفت و در آن جامه نهاد. آنگاه به چهار گروه قريش فرمود تا هر يك، گوشهاى از آن را برگيرند. چون مقابل محل نصب حجر آوردند، آن حضرت خود به دست خويش سنگ را از جامه برداشت و به جاى خود نهاد. اين حكم همگان را راضى ساخت و خصومت ميان ايشان را از بين برد. 1
ارتفاع كعبه در اين بنا تا 8/64 متر رسيد. سپس سقفى نيز براى آن قرار داده شد كه آب آن به وسيله ناودانى كه در ناحيه حِجر اسماعيل بود و اكنون نيز همانجاست، مىريخت. داخل كعبه با رنگ آميزى و تصاويرى از ابراهيم(ع) و مريم مقدس(س) در