33امام صادق(ع) نيز فرمود: «أَحَبُّ الْأَرْضِ إِلَى اللهِ تَعَالَى مَكَّة وَ مَا تُرْبَة أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ تُرْبَتِهَا وَ لَا حَجَرٌ أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ حَجَرِهَا وَ لَا شَجَرٌ أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَجَرِهَا وَ لَا جِبَالٌ أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ جِبَالِهَا وَ لَا مَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مَائِهَا» 1
«دوست داشتنىترين زمين نزد خداوند، سرزمين مكه است. نزد خدا نه خاكى از خاك آن محبوبتر است، نه سنگى از سنگ آن، نه درختى از درخت آن، نه كوهى از كوههاى آن و نه آبى از آب آن.»
چاههاى مكه
قرآن از زبان حضرت ابراهيم(ع) مكه را ( بوَادٍ غَيْرِ ذِىزَرْعٍ ) ناميده؛ يعنى جايگاه خشكى كه با كم آبى روبرو است و رويش گياهان در آن ناممكن است. در آغاز، چاه زمزم وسيله تأمين آب آنجا بود؛ اما به مرور چاههاى ديگرى نيز در اطراف آن به وجود آمد. در واقع، حضور شمار فراوانى از حجاج در هر سال، در اين شهر مقدس، ايجاب مىكرد تا براى تهيه آب، تلاش بيشترى صورت گيرد. به همين دليل، از پيش از اسلام، يكى از مناصب مهم در مكه، منصب سقايت بوده و خلفا، اميران و حاكمان مكه نيز هميشه در انديشه ايجاد چاههاى جديد براى تأمين آب آشاميدنى، غسل و حمام براى زائران و مردم بودهاند.
در مكه يك نوع «عين» يا چشمه وجود داشت كه به آب متحركى كه از چاهى