303در حديث ديگر جِدال، به سوگند و « مُفَاخَرَةُ » 1 تفسير شده و فخر بر ديگران نيز مصداق جدال تلقى گرديده است. در اين ميان واژه جِدال از نظر معنا و مفهومى كه در مأخذ و ريشهاش نهفته است، بيش از دو واژه ديگر جلب توجه
مىكند كه ذكر آن، خالى از فايده و لطف نيست. در تفسير مجمع البيان درباره واژه جدال آمده است كه:
«وَ الْجِدالُ فِي اللُّغَةِ وَ الْمُجادَلَةُ وَ الْمُنازَعَةُ وَ الْمُشاجَرَةُ وَ الْمُخاصَمَةُ نَظائِرُ وَ جَدَلْتُ الْحَبْلَ فَتَلْتُهُ وَ الْجَديلُ زِمامُ الْبَعيرِ فَعيلُ بِمعنَى مَفْعولٍ» 2
«جدال، مجادله، منازعه، مشاجره و مخاصمه هم معنى هستند اما جِدال از اصطلاح « جَدَلْتُ الْحَبْلَ » گرفته شده يعنى طناب را بستم و محكم كردم و جديل به افسار شتر مىگويند كه محكم به شتر بسته مىشود.»
در جاى ديگرى مىگويد:
«وَ الْجِدالُ أَلْخُصُومَةُ سُمِّيَ بِذلكَ لِشِدَّتِهِ وَ قيلَ إِنَّهُ مُشْتَقٌّ مِنَ الْجَدالَةُ وَ هِيَ الْاَرْضُ لِأَنَّ أَحَدَهُما يُلْقِي صاحِبَهُ عَلَى الْاَرْضِ» 3
«جدال يعنى دشمنى و به سبب سختگيرى دو طرف بر هم به اين نام خوانده شده (زيرا هر يك مىخواهد ديگرى را مغلوب نموده و دست و پايش را محكم ببندد) برخى گفتهاند: كه جِدال از جَدالَت به معناى زمين گرفته شده و چون در