140باشد، اما در عالم واقع چنين چيزى اتفاق نيفتاده است.
ديگر چيزى كه چندان روشن نيست، داخل دانستن دعاى مسئلت در بحث شرك در ربوبيت است وگرنه آن را در آن بحث مىآوردند. اگر چنين فرض كنيم كه كسى از غير خدا دعاى مسئلت كند؛ يعنى چيزى بخواهد و اين درخواست برآمده از اعتقاد به قدرتهاى ذاتى آن غير بهصورت مستقل از قدرت خداى متعال و بدون فرمان او باشد، ممكن است چنين دعايى در شرك در ربوبيت هم داخل شود.
بدين ترتيب، معيارى كه آنان بر اساس آن، به شرك كسانى حكم مىدهند كه غير خدا را به دعاى مسئلت بخوانند، از اعتبار ساقط مىشود. حال جاى اين پرسش است كه اين دعاكننده آيا به توحيد در الوهيت خللى وارد كرده است يا توحيد در ربوبيت؟
اين امر را در ميان انبوه كلماتشان نمىتوان مشخص و معين كرد.