138بنابراين، اگر بخواهيم حكم كنيم كه دعاى مسئلت از غير خدا (حاجت خواستن از غير خدا)، شرك است، يا بايد با دليل ثابت كنيم كه اين نوع دعا كردن، نوعى از عبادت است يا بايد با دليل و برهان، آن را در بخش ديگر شرك؛ يعنى شرك در ربوبيت داخل كنيم. اگر آنان نتوانند هيچ كدام از اين دو شقّ را با دليل اثبات كنند، دعاى مسئلت هرگز از موارد شرك نخواهد بود.
اگر اقرار كردند كه دعاى مسئلت غير از دعاى عبادت است و در عين حال، بدون اقامۀ هيچ دليلى اصرار داشتند كه تحت عنوان شرك در الوهيت نيز داخل است، به يقين، كارى تعجبآور از آنها سر زده است.
آيا دعاى مسئلت با قيدِ قدرت نداشتن غير خدا بر موردِ دعا، به عبادت تبديل مىشود؟
گفتيم كه آنها براى دعاى مسئلتى كه شرك مىدانند، قيدى قرار دادهاند به اين مضمون كه آنچه در اين دعا