137دعاى مسئلت تقسيم كردهاند؛ چون ظاهر اين است كه دعاى مسئلت از عنوان عبادت خارج است. در اين صورت، لازم است كه بيان كنند به چه دليل، پس از خارج بودن دعاى مسئلت از عنوان عبادت، هنوز تحت عنوان شرك در عبادت باقى است؟ البته آنها براى اين امر دليلى اقامه نكرده، بلكه فقط به اين سخن اكتفا كردهاند كه دعاى مسئلت را به آنچه جز خدا قادر به انجام آن نباشد، مقيد كنند. روشن است كه اين تقييد به تنهايى نمىتواند دعاى مسئلت را در شمار عبادات وارد كند.
نتيجه اينكه با خروج دعاى مسئلت از عنوان الوهيت و عبادت و دستكم، روشن نبودن اينكه زيرمجموعه كدام يك از اين دو قرار مىگيرد، چگونه مىتوان دعاى مسئلت به نزد غير خدا بردن را در عنوان شرك در الوهيت يا شرك در عبادت داخل دانست؟