151
إليك، بأنّ الله احبّك كما أحببته.
فالشارع قد سمّى السفر و هو الإنتقال من قرية لأخرى زيارة، و عليه فلفظ الزيارة يحتمل السفر و عدمه. فقصر لفظ الزيارة على أحد نوعيها و هو الزيارة التي بدون سفر تحكم في النص و مخالفة الشرع، و الله اعلم. 1
كلمه (زيارت) مستلزم انتقال از مكانى به مكان ديگر است؛ زيرا شارع تشويق به انتقال از مكانى به مكان ديگر به جهت زيارت قبور كرده است...، حديث عام است و چيزى آن را تخصيص نمىزند. و در جاى خود ثابت شده كه امر اگر ثابت شد لوازمش نيز ثابت مىگردد. سپس مرجع هنگام اختلاف همان شرع است. خداوند متعال فرمود: (پس اگر در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا و رسول بازگردانيد اگر شما به خدا و روز قيامت ايمان داريد، كه اين كار خير بوده و بازگشت نيكى دارد). و شارع سفر را زيارت ناميده و آن نصّى است كه احتمال تأويل در آن نمىرود. مسلم در صحيحش تخريج كرده كه مردى به زيارت برادرش به قريهاى ديگر رفت، خداوند در راه او فرشتهاى گذاشت و چون به آنجا رسيد به او گفت: كجا مىروى؟ گفت: به دنبال برادرم در آن قريه مىروم. گفت: آيا براى تو بر گردن او منّتى است كه آن را پاس مىدارى؟ گفت: هرگز، جز آنكه او را در راه خداى عزّوجلّ دوست دارم.