57
وخرقوا سياج الشريعة والحقيقة، فظنوا بذلك انّهم على هدى من ربّهم و ليسوا كذلك. 1
بپرهيز از اينكه به نوشتههاى ابنتيميه و شاگردش ابن قيم جوزيه و ديگران گوش فرا دهى، كسانى كه خداى خود را هواى نفسشان قرار داده و آنها را با علمى كه دارند گمراه نموده و بر گوش و قلبشان مهر نهاده و بر چشمهايشان پرده انداخته است. پس چه كسى او را بعد از خدا هدايت خواهدكرد؟ و چگونه اين ملحدان از حدود تجاوز كرده و از دستورات پيامبر(ص) تعدّى نموده و لباس شريعت و حقيقت را پاره كردهاند و با اين كارشان گمان نمودهاند كه در راه هدايت پروردگارند در حالى كه چنين نيستند.
و نيز مىگويد:
ولا يُغتر بانكار ابن تيمية لسنّ زيارته(ص)؛ فانّه عبد اضلّه الله كما قال العز بن جماعة و اطال في الردّ عليه التقي السبكي في تصنيف مستقل... 2
كسى نبايد گول انكار ابنتيميه در مورد سنت بودن زيارت رسولخدا(ص) را بخورد؛ زيرا او بندهاى است كه خداوند او را گمراه كرده است، همانگونه كه عز بن جماعه گفته و در ردّ بر او تقى