104
افارِقُهُ)... 1
عبدالرحمان بن عوف بر او وارد شد و گفت: اى مادرم! من مىترسم كه زيادى مالم مرا به هلاكت برساند، من از همه قريش ثروت بيشترى دارم؟ ام سلمه گفت: اى فرزندم! از رسول خدا(ص) شنيدم كه مىفرمود: (همانا از بين اصحابم كسانى هستند كه بعد از جدايى از من مرا نخواهند ديد)...
ناصرالدين البانى بعد از نقل اين حديث مىگويد:
رواه الأعمش و غيره عن ابى وائل، عن ام سلمة... قلت: و هذا اسناد صحيح رجاله ثقات رجال الشيخين...
وقال الحافظ فى (مختصر زوائد مسند البزار) (294/2) عقب قول البزار المتقدم: صحيح. و الظاهر انّه يعنى صحيح الاسناد. والله اعلم. 2
اعمش و ديگران از ابو وائل، از ام سلمه نقل كردهاند... من مىگويم: و اين سندى است صحيح كه رجالش همگى ثقه و از رجال شيخين مىباشند...
و حافظ در كتاب «مختصر زوائد مسند بزار» ج2، ص294 بعد از قول بزار كه گذشت گفته: صحيح است. و ظاهر اينكه مقصودش صحت سند آن مىباشد. و خداوند داناتر است.