101
فَوَجَدَ مِنْ ذلِكَ النَّبِىَّ(ص) وَ قالَ: يا أَبابَكْرٍ! ما أَنَا بِمُسْتَعْذِرُكَ مِنْها بَعْدَ هذا أَبَداً. 1
پيامبر(ص) عذر عائشه را از ابوبكر خواست، ولى گمان نمىكرد كه او دست به كارى زند آن كارى كه كرد، ابوبكر دستش را بالا برد و سيلى به صورت او زد و مشتى نيز به سينهاش كوبيد، پيامبر(ص) كه اين صحنه را ديد فرمود: اى ابابكر! ديگر بعد از اين عذر عائشه را از تو نمىخواهم.
ناصرالدين البانى بعد از نقل اين روايت مىگويد:
وهذا اسناد صحيح، رجاله ثقات رجال الشيخين، غير ابن ابى السرى، و هو حافظ صدوق إلاّ انّ له اوهاماً كثيرة، و اسمه محمد بن المتوكل و قد قال الذهبى فى (الكاشف): حافظ وثق، و ليّنه ابوحاتم. قلت: فمثله يستشهد به على الأقل، و يتقوى حديثه بالمتابعة، و هذا هو الواقع. 2
و اين سند صحيح و رجالش همه ثقه و از رجال بخارى و مسلماند، غير از ابن ابى السرى، كه او حافظ و صدوق است، جز آنكه براى او اوهام بسيارى است، و اسم او محمّد بن متوكل است، و ذهبى درباره او در كتاب (الكاشف) گفته: او حافظى است توثيق شده كه ابوحاتم او را تضعيف نموده است. من مىگويم: پس به مثل او مىتوان - لااقل - استشهاد نمود، و حديثش با متابعت تقويت مىگردد، و اين همان واقع است.