140نداى جبرائيل را شنيدم، از غار بيرون آمدم و عظمت او را چنان ديدم كه گويى پايى در مشرق و پايى در مغرب داشت. اگر تمامى درياهاى عالم مُركب شوند و تمامى درختان جهان قلم، نمىتوانم عظمت او را بيان كنم».
قرآن همراهم را مىگشايم و شروع به خواندن مىكنم: (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ) (علق: 1)؛ اولين آيه وحى شده به رسول خدا(ص) و نشانهاى كه به آدمى درس خودشناسى مىدهد كه از كجا آمده است و آمدنش بهر چيست؟ آرى، محمد در اين كوهستان بكر و دورافتاده، نخست به نفس خويش و سپس به خداى خود عارف گشت. چه مكان عجيبى است اينجا، چند تخته سنگ و اين همه معنويت؟!
بسيارى از كسانى كه التماس دعا گفتهاند، در برابرم مجسم مىشوند و از خداوند براى همه