1436 . خرماى گوارا
از ابو اسحاق، «ابراهيم بن سعيد» نقل شده است:
من همراه سه نفر ديگر در مدينه بودم و همگى، شديداً دچار تنگدستى شده بوديم. من كنار قبر پيامبر(ص) رفتم و عرض كردم: يا رسول الله، ما چيزى نداريم، پس از هر غذايى كه مىخواهى به ما بدهى، سه پيمانه كافى است. بعد برگشتم و در راه به مردى برخورد كردم. او سه پيمانه از خرماى گوارا و خوشمزه به من داد. 1
7. آرزوى آبگوشت
ابو محمد، «عبدالسلام بن عبدالرحمن حسين فامى» مىگويد:
سه روز در مدينه بودم و هيچ غذايى نخورده بودم. كنار منبر پيامبر(ص) رفتم و دو ركعت نماز خواندم و بعد گفتم: اى جدّ بزرگوار! گرسنهام و آرزوى آبگوشتى از تو دارم. در همان موقع خوابم برد، ناگاه كسى صدايم زد و بيدار شدم، ديدم، كاسهاى چوبين در دست دارد، پر از تريد، چربى، گوشت و سبزيجات.