81مىباشد اين است ما را زياد ناراحت و خسته مىكرد) و دو ماشين جابهجا كرديم و راه افتاديم، ولى ماشين نمىتوانست جلو برود راه نيست كثرت ماشين و جمعيت راه را بسته است.
بالاخره پس از زحمت زياد از منى بيرون شديم و راه افتاديم ماشين توانست قدرى تند برود و از بوى عفونت منى خلاص شديم.
ماشين ما، دو طبقه است رفقا مرا احترام كرده و در طبقه بالا جا دادهاند و آقاى حجتى و آقاى حاج ميرزا ستار در طبقه پايين سرپا ايستادهاند.
واقعاً جاى سؤال است كه چرا دولت سعودى فكرى به حال اين وضع منى نمىكند البته انصاف بايد داد كه اين همه حاجى را اداره كردن سخت است، ولى امكان دارد كه ذبح قربانىها را فقط در يكجا قرار دهند و متفرق ذبحكردن قدغن شود و يك سردخانه خيلى بزرگ نصب شود كه اين همه گوشت و پوست هدر و ضايع نشود و براى ممالك اسلامى فقير صرف شود و ممكن است كه از ممالك اسلامى براى چنين كارى استمداد كند و به هدر رفتن اين همه حيوان، اشكال براى دستورات اسلام نگردد تا علماء مجبور به جواب دادن باشند.
در منى آب بسيار كم است و ما خيلى زحمت افتاديم از بىآبى و نبود يخ رنج برديم لولههاى آب كه دولت