53در مورد صندلىهاى جلو و عقب و جاى خواب، توى اطاق و خرج پول زياد داشتند و گاهى به فحش و فحشكارى مىكشيد.
ورود به مكه
صبح شنبه، اول ماه ذى حجه (به حسب افق حجاز و آخر ماه به حسب افق طهران) وارد مكه شديم.
ما روى خيالات و افكار خودمان كه از مكه تصوير كرده بوديم و حجاج براى ما تلقين كرده بودند مكه را شهر عبوس و خشك و بىآب و گرم و وحشتزا تصور مىكرديم، ولى برخلاف انتظار ما مكه را بسيار مجلل و باشكوه و آباد و بناهاى جديد سر به فلك كشيده و با هواى خوب (چون اول بهار بود) و آب نسبتاً فراوان و پر نعمت يافتيم. به قدرى مكه را جذاب يافتيم كه غربت و دورى از وطن و ندانستن زبان را از ياد برديم. مانند زادگاه پدرى مأنوس و مهربان به نظر ما آمد.
اهالى مكه را بسيار ساده و درستكار يافتيم و پاسبانها را بسيار ساده و بىآلايش ديديم دولت وقت بسيار مسلط بود كه ما حتى تصادف ماشين با اشخاص يا با ماشين ديگر نديديم و نشنيديم اگر كسى پولى گم مىكرد در شهربانى محفوظ بود.
ولى ممكن است كه از ايرانيان جيببر يا يمنىها زده