101
پرواز به سوى بغداد
هواپيما پرواز كرد ساعت چهار و پنجاه و پنج دقيقه بعد از ظهر حركت نموديم و ساعت هفت و بيست دقيقه به بغداد رسيديم ما با پرواز شماره 90 با هم رسيديم اثاثها را مختصر رسيدگى نمودند و گذرنامهها را به ما دادند. ما در تهران ويزاى عراقى داشتيم و اعلان كردند كه هر كس ويزاى عراق ندارد ويزا مجانى مىباشند.
اثاث خود را با يك تاكسى حمل و هفت نفرى در نزديكى حرم مطهر در كاظمين در مسافرخانه طوس يك اطاق اجاره كرديم و دو شب مانديم و زيارت نموديم.
حاج مسيب و حاج اباذر تصميم گرفتند كه براى عاشورا به خوى برگردند و رفتند. بليط تهران خريدند، ولى ما با يك ماشين سوارى به سوى كربلا حركت كرديم. ماشين در دو جا پنچر شد و در منطقۀ مسيب هم پياده شديم. 1 ماشين درست شد و راه افتاديم به كربلا رسيديم. در مسافرخانه حسينى با حاج رضا اطاق گرفتيم حاج رضا و حاج مسيب مىرفتند و حاج اباذر با ما مىموند ما ناراحت شديم؛ زيرا پول موجود و مخارج مشترك بود حاج اباذر مىگويد و مىخندد و مىخنداند.
ما يك شب در مسافرخانه خوابيديم. صبح بيرون رفتيم مدرسه حضرت آيت الله العظمى آقاى بروجردى را ديديم