94مستقيمى بر توثيق وى دست نيافتهاند.
ابن نديم در «فهرست» مىگويد:
شنيدم كه گروهى از علماء، نقل قول وى را ضعيف مىشمرند و او را به افزودن بر حديث منسوب مىكنند، او دشمنى خود را درباره على(ع) به غايت رسانده بود. 1
ابنحجر به نقل از خطيب مىگويد:
رئيس الرّؤساء به من گفت: به چيزهاى فراوانى برخوردهام كه با آنها بر ابوعمر خرده مىگيرند، و در كتابهاى بزرگان علم نيز به وى در رواياتش نسبت دروغگويىمىدهند. 2
از سوى ديگر، گفتهاند كه وى جزوهاى دارد كه در آن فضائل معاويه را آورده 3 و براى بزرگان و اديبانى كه نزد وى مىآمدهاند، پس از خواندن اين جزوه سخنى نمىگفته است. اين نيز همانند سخن منقول از ابن نديم، بر دشمنى او با امير المؤمنين(ع) دلالت مىكند.
آمدن واژه «رافضه» را در اين روايت، از دلايل ساختگى بودنش مىتوان شمرد؛ اين لفظ پيش از زمان زيدبنعلى در ميان آنان ذكر نمىشده است؛ چنانكه از او خواستند ابوبكر و عمر را دشنام دهد و او از اين كار خوددارى كرد. پس او را رها كردند و او آنان را «رافضه» ناميد.
ابنتيميه مىگويد: