81نقش عبداللهبنسبأ در فتنه، صحيح و ثابت شده باشند، اما چنانچه همۀ اين منقولات، خيالپردازى يا از اخبار ساختگى باشند، انگيزهاى براى جمع يا توجيه آنها، نيست؛ زيرا بنياد اين اخبار، بر دروغ استوار است.
2. تاريخنگاران، وقايع بسيارى را درباره صحابۀ پيامبر(ص) آورده و براى صيانت از آنان، بر اين وقايع حاشيهاى نزدهاند. حتى درباره كسانى مانند ابوبكر و عمر و... كه شأن آنان را برتر از عمار ياسر مىدانستند. عمار نيز نزد آنان ويژگىاى نداشته است تا بخواهند بر چيزى كه مستقيم يا غير مستقيم موجب نكوهش او مىشود، به نوشتن حاشيهاى بپردازند؛ به ويژه اينكه اينان براى همۀ صحابه حتى اگر به جنايتهاى بزرگى دست زده باشند؛ دژى مستحكم ساختهاند كه مانع هرگونه تعرض به آنان است.
3. مورخان همه كارهاى عمار را در آن روزگار و رويكردش را به عثمانبنعفان ثبت كردهاند و از اينرو، به نسبت دادن چنين حوادث به شخص ديگرى همچون عبداللهبنسبأ نيازى نبوده است؛ زيرا چنين چيزى موجب تبرئه عمار ياسر از آن رويدادها نمىشود!
4. گفتهاند عبداللهبنسبأ يهودى بوده و در زمان خلافت عثمان مسلمان شده، اما عمار از سابقان در اسلام آوردن بوده است. پس چگونه مىتواند او باشد؟
5. گفتهاند پس از اينكه اميرمؤمنان از ابنسبأ خواست توبه كند و او از اين كار خوددارى كرد، آن حضرت وى را سوزاند يا به مدائن تبعيد كرد و او تا زمان شهادت اميرمؤمنان در آنجا ماند. هيچ يك از اين اخبار درباره عمار ياسر درست نيست؛ زيرا او بر پايه اخبار متواتر، در صفين به شهادت رسيد.
6. گفتهاند ابن سبأ درباره امير مؤمنان به غلو دچار شد و او را خدا