80«عمار را گروه ستمكار مىكشد».
افزون بر اين، وى از «سابقين» در اسلام آوردن بود كه در اين راه شكنجهها ديد. وى فرزند ياسر و سميه، نخستين شهداى اسلام است و فضايل بسيار ديگرى دارد و از جايگاه بلندى نزد مسلمانان برخوردار و از هر نكوهشى بركنار است.
البته عمار ديدگاه ويژهاى درباره عثمانبنعفان داشت كه از نظر اهلسنت ناپسند مىنمايد. وى از مخالفان عثمان و از محرّكان بر ضدّ وى بوده است، اما از حواريون اميرمؤمنان(ع) بود و فضايل او را آشكارا مىگفت و از هيچ كوششى در راه كمك و يارى او دريغ نمىورزيد.
همۀ اينها باعث آن شد كه تاريخنويسان حوادث آن روزگار، ميان دو محذور قرار گيرند: ذكر نقش عمار در آن روزگار با تصريح نامش كه مستلزم نكوهش وى [نزد برخى از مسلمانان] است و تغافل از تأثيرگذارى وى به انگيزه دورى جستن از مذمت وى.
البته اين، همچون چشمپوشى از عاملى اساسى در زنجيره حوادث تاريخى آن زمان است. آنان به همين سبب براى اشاره به عمار از عنوان «عبداللهبنسبأ» بهره مىبردند تا از سويى حوادث تاريخى را ثبت كنند و از سوى ديگر به نكوهش آن صحابى گرانقدر كه از سابقان در اسلام آوردن بود، قلم خود را نيالايند.
البته اين تنها يك احتمال ممكنالوقوع است و هيچ دليل مقبولى بر آن نياوردهاند، بلكه دلايلى به رغم آن وجود دارد:
1. چنين احتمالات را هنگامى مطرح مىكنند كه روايات دالّ بر تأثير