78وى در جاى ديگرى مىگويد:
بنابراين، سبئيه فرقهاى است كه عمار رهبرى آن را به عهده داشت و قريش او را با لقبى رمزى مىخواند. اين گروه بر ديدگاه خود درباره على، سخنان باطلى و مبالغههايى افزود تا از افكار عمار، پيشى گيرد و آن را از حدّ عقل خارج سازد و توانِ اقناع را از آن سلب نمايد و آن را با هالهاى از شك و بطلان بپوشاند، تا مردم را از وى و نظراتش و حتى از آراى نخست او (احق بودن على و برترى او بر ديگر مسلمانان زمان عثمان) دور سازد. 1
به گمان، دكتر على نشار نيز همين سخن را مىپذيرد؛ وى مىگويد:
شايد عبداللهبنسبأ شخصيتى ساختگى يا رمزى براى اشاره به عمار ياسر است؛ يعنى عنوانِ «عبداللهبنسبأ» تنها پوششى براى نام عماربنياسر باشد...
وى همچنين مىگويد:
به عبارت دقيقتر بايد بگويم، اينكه عبداللهبنسبأ همان عماربنياسر باشد، [بر ديگر اقوال] ترجيح دارد و نيز اين قول ترجيح دارد كه بگوييم نواصب (دشمنان اهلبيت(ع)) همه آن نظريات را به دروغ به عمار ياسر نسبت دادهاند؛ آرائى كه وى هيچگاه بدان معتقد نبوده و هرگز بيان نداشته است. 2
مؤلف اين كتاب نيز بزرگانى را از حوزۀ نجف اشرف ديده است كه بر همين نظرند و به جاى ذكر نام عمار ياسر، به رمز و اشاره نام «عبداللهبنسبأ» را به كار مىبرند.
در ردّ اين نظريه همين بس كه عماربنياسر فضايل بسيار و مناقب