77او عمّار بن ياسر بنمالك بن عوف بن حارثة بن عامر بن يام بن عنس؛ يعنى همان زيدبن مالك بن ادد بنزيد بن يشجب بن غريب بن زيد بن كهلانبن سبابن يشجب بن يعرببن قحطان است. 1
اينكه او عبدالله باشد، البته همه مسلمانان بنده خدايند و اين لقب عام براى همه آنان است. همه نامههايى كه از خلفا و حاكمان صادر شده يا به آنان فرستاده شده است، با اين عبارت آغاز مىشود: « از عبدالله فلانى» يا «به عبدالله فلانى». على(ع) نيز در سقيفه، خود را عبدالله ناميد. 2 منصور و محمدبن عبدالله بنحسن 3، و عبدالملكبنمروان 4 نيز خود را چنين مىخواندند. بنابراين، خواندن عمّار به اين نام، همانند نامگذارى او به «ابن السوداء» و مقصود از آن، اشارهاى لطيف است. چنانكه گويى هر كسى به جاى آوردن اسم فردى كه همه متوجه اويند، وى را فلانى مىخواند و... و اين ويژگى رمزى بودن تلميح است.
سپس مىگويد:
افزون بر همه اين ادلّه، دكتر الوردى توجه نكرده است كه طبرى آنجا كه ماجراى جنگ جمل را نقل مىكند، به ياران على در آن واقعه مىپردازد و آنجا كه آنان را بر مىشمرَد و نام عمار را مىآورد، از ذكر نام ابن سوداء چشم مىپوشد و جايى كه ابن سوداء را ياد مىكند، اسم عمار را فرو مىگذارد و اين نشانهاى بر يكى بودن آن دو نفر است. 5