128ديگر روايات و اخبار منابع شيعه و اهلسنت كه نام عبداللهبنسبأ در آنها آمده است، هر چند به ضعف دچارند، وى را يهودى نمىخوانند و به وى غلو را نسبت نمىدهند و از تأثيرگذارى او در حوادث فتنۀ [زمان عثمان] ياد نمىكنند، بلكه تنها او را به دروغگويى نكوهش مىكنند.
همه رواياتى كه بر يهوديت وى و تأثيرش در حوادث فتنه زمان عثمان دلالت مىكنند، در شمارى از منابع اهلسنّت و از سيف بنعمر كذّاب و جاعل منقولند و از اين رو، به هيچ روى پذيرفتنى نيستند.
حافظان حديث اهلسنت، دستهاى از روايات در اين باره آوردهاند كه اميرمؤمنان(ع) گروهى از غُلات (مدعيان الوهيت) دربارۀ خودش را سوزاند. براى نمونه، ابنحجر در «فتح البارى» از عبدالله بن شريك عامرى به نقل از پدرش چنين مىآورد:
به على(ع) گفته شد: اينجا مقابل درب مسجد، جماعتى هستند كه ادعا مىكنند تو پروردگار آنانى. حضرت آنان را خواست و گفت: واى بر شما، چه مىگوييد؟ گفتند: تو پروردگار و خالق و رازق مايى. گفت: واى بر شما، من نيز چون شما بندهام. غذا مىخورم آنچنانكه شما مىخوريد، و مىآشامم؛ آنچنانكه شما مىآشاميد. اگر خدا را اطاعت كنم، اگر بخواهد مرا پاداش مىدهد، و اگر او را نافرمانى كنم، بيم دارم كه عذابم نمايد. بپرهيزيد از خدا و برگرديد، اما آنان امتناع كردند. فرداى آن روز نيز نزد وى آمدند. قنبر آمد و گفت: به خدا كه آنان بازگشته و همان سخنان را تكرار مىكنند.
گفت: بگو داخل شوند. آنان [آمدند و] همان را گفتند. وقتى بار سوم نيز همان را گفتند، على گفت: اگر [ديگر بار] بگوييد، به