117مهم باشد، چگونه مىتواند به تنهايى در كشاكش اين جريانات متعارض و كوبنده، نقش بازى كند؟ جريانات سريع و خشن و پىدرپى كه وقوع آن وابسته به يك شخص نيست، هر چند كه آن يك شخص، خودِ شيطان باشد؛ چرا كه ريشههاى آن بسيار عميق است و شدّت وقوع آن به حدّى است كه كسى نمىتواند آن را مهار و يا هدايت نمايد؛ چه اينكه اين قضايا چنان پيچيده و درهم است كه پيچيدگى بيشتر آن ممكن نيست. بىترديد، از سرِ سادگى است فكرى كه بخواهد شخصيتى خيالى و موهوم مانند اين شخصيت بيافريند كه تأثيرى [هرچند كوچك] براى وى در حادثهاى از حوادث قائل باشد. و سادهلوحتر كسى است كه براى وى تأثيرى بر بزرگان صحابه همچون ابوذر غفارى بپندارد؛ كسى كه مناقشهاى از محدّث معروف ابوهريره نپذيرفت و او را زد و سر او را شكست و با لحنى تحقيرآميز به او گفت: اى يهودىزاده، تو دين ما را به ما مىآموزى؟! تمام قصههايى كه دربارۀ عبداللهبنسبأ بافته شده، چيزى نيست جز ساختۀ متأخرين و در منابع قديمى دليلى بر وجودِ وى نيست. به علاوه اينكه انديشه در احتمال وجود او نيز ناشى از سبكى خِرد است. 1
كلام استاد محقق آيت الله العظمى سيد ابوالقاسم خوئى(ره) در «معجم رجال الحديث» در ساختگى بودن شخص وى صريح نيست؛ هرچند موهمِ اين معنا است. ظاهر عبارت ايشان چنين گمانى را ايجاد مىكند كه به دروغين بودنِ سخنان دربارۀ او معتقد بوده و افسانهها و فتنه انگيزىها و ساختههاى سيف بنعمر را راست نمىپنداشتهاند.
افسانۀ عبداللهبنسبأ و داستانهاى فتنهانگيزىهاى هولناك او