116دادند؛ در حالى كه نمىدانستند در پشت پرده چه بوده است. 1
دكتر شيبى در « الصلة بين التصوف والتشيع» مىگويد:
... بر اين اساس سبئيه فرقهاى است كه عمار، آن را رهبرى كرد. همو كه قريش وى را با آن لقب رمزى مىخواندند و به انديشههاى وى دربارۀ على، مبالغات و گزافههايى را افزودند تا به افكار عمومى، چيزى القا شود كه از عقلها بيرون است و قدرت امتناع را از آن سلب مىكند، و آن را با پوششى از شك و بطلان مىپوشاند تا مردم از او و نظراتش و مبنا[ى انديشه]اش در اولويت و احقيت على [در امر خلافت] و برترى او بر ساير مسلمين معاصر خود در زمان عثمان، روى گردان شوند. 2
7. احمد عباس صالح نويسندۀ مصرى
وى در «اليمين واليسار فى الاسلام» مىگويد:
در اينجا نام عبداللهبنسبأ آورده مىشود. وى ابتدا يهودى بود و مسلمان شد. كتابهاى تاريخ، وى را وسوسهگر اصلى در پس پردۀ فتنههايى معرفى مىكنند كه به قتل عثمان انجاميد؛ و بلكه او را فتنهگر اصلى تمام وقايع مىدانند.
نويسندگان نسبت به وى مواضع گوناگون و ضدّ و نقيضى دارند. كسانى اساساً وجود وى را منكرند و عدّهاى ديگر او را ريشۀ همۀ ماجراها و حتى منشأ ورود مذاهب منحرف و بيگانه در اسلام مىدانند. بدون شك عبداللهبنسبأ شخصيتى موهوم است. او كجا و اين همه ماجرا؟! و او كجا و اين درگيرىها و جنگها در اين دنياى بزرگ و متكثّر كجا؟... يك شخص به هر اندازه كه