44
چراغ قرمز
پس از نماز جماعت ظهر، به سوى كاروان برمىگشتم.
صداى ممتد ترمز اتومبيل، مرا كه مشغول صحبت با همراهم بودم به جاى خود ميخكوب كرد.
وسط خيابان، چند همشهرى را ديدم كه رنگ پريده و وحشت زده، در مقابل يك سوارى قرار دارند. فاصله حدود نيم متر بود.
چيزى نمانده بود كه براى نشريۀ زائر، يك خبر جديد توليد شود و با درج گزارش درگذشت يك ايرانى بر اثر تصادف با اتومبيل، تأسف هزاران هموطن را سبب گردد.
چراغ قرمز براى عابر پياده، در شهرهاى كوچك ايران كمتر وجود دارد. زائران ما تا با اين