66 پيامبران الهى نه تنها هيچ مصونيتى در برابر معصيت و نافرمانى خدا ندارند، بلكه گناه و معصيت را براى آنان لازم دانسته، آن را مايۀ كمال و علت دسترسى آنها به مقامات بالاتر معنوى مىشمارند.
ابن تيميه، در دفاع از كسانى كه عصمت انبيا را نمىپذيرند و صدور گناهان صغيره و كبيره را از آنها جايز مىدانند مىگويد:
درست است كه اينگونه گناهان از انبيا سر مىزند، اما آنان بر اين گناهان، استقرار نمىيابند، بلكه با توبه به مقام بالاترى از مقام قبل از ارتكاب معصيت خود نايل مىگردند. 1آيا با پذيرش اين عقيدۀ وهابيت در مورد انبيا، تفاوتى بين پيامبران الهى و ساير انسانها باقى ميماند؟
بديهى است كه لازمۀ عدم مصونيت پيامبران از گناه و نافرمانى خدا، اين است كه آنان هيچ تقدسى نخواهند داشت و به همان علتى كه بندگان غيرمعصوم، مرتكب گناه ميشوند، پيامبران نيز تحت تأثير اين عوامل قرار گرفته، مرتكب گناه خواهند گرديد!
وقتى كه براى پيامبران، در برابر گناه و معصيت، هيچ مصونيتى از جانب خداوند وجود نداشته باشد، چه تضمينى وجود دارد كه آنان لااقل در انجام برخى از وظايف شرعى و انسانى خود كوتاهى نكنند و با وجود اين فرض، انسانها بر طبق چه معيارى بايد به آنان اعتماد داشته باشند؟
از سوى ديگر هرگاه كه بر لزوم اعتماد مردم نسبت به پيامبران، دليلى