61 باشد، چيز ديگرى نيست.
همين سخن را ميتوان دربارۀ رضاى خدا نيز بيان كرد. مقصود از رضايت، درباره فردى، جز پاداش نيك چيز ديگرى نيست و منظور از اينكه خداوند از بندگان خود راضى است، اين است كه چون آنان به دستورهاى الهى گوش فرا مىدادهاند، همگى پاداش خواهند داشت.
در حديثى از امام جعفر صادق(ع) آمده است:
«غَضَبُ اللهِ عِقابُهُ وَ رِضاهُ ثَوَابُهُ» 1؛ «خشم خدا، كيفرهاى او و خشنودى او پاداش اوست».
از لوازم ديگر اين امور، تغيير و احتياج است كه از صفات ذاتى ممكنات مىباشد، نه از صفات خداوند كه خالق همه چيز و همه كس است.
از اين گذشته، تعجب هنگامى حاصل مىشود كه نسبت به چيزى، جهل وجود داشته باشد و بعد آشكار گردد، بر اين اساس بايد گفت، بنابر عقيده وهابيت، خداوند در ابتدا نسبت به اين امورى كه موجب تعجب و خنده او مىشود، العياذ بالله، جاهل بوده است!