60 مىگردى؟ او مىگويد: خدايا تو كه خداى عالميانى مرا استهزا و مسخره مىكنى؟ اينجاست كه خدا مىخندد و مىگويد من تو را استهزا نمىكنم !؟ 1آيا اين تعبيرات نسبت به خداوند، مستلزم آن نيست كه خداوند از وقايع و حوادث خارجى منفعل و متاثر گردد؟
قطعاً چنين چيزى در ساحت ربوبى او راه ندارد؛ يعنى محال است حالت تازهاى براى او پيدا شود كه پيش از آن نداشته است، چون اين حالت تازه، اگر صفت و كمال است، بايد از اول دارا باشد و اگر نقص است، نبايد بعد از اين دارا شود و نيز اگر از لوازم ذات خود اوست از ازل با او بوده و اگر از غير است، بايد غير او كه ممكنات هستند در او تأثير كنند و اين، محال است. 2ممكن است گفته شود كه اگر ذات خداوند، از چنين حالاتى پيراسته است، چرا خدا در قرآن مجيد با برخى از اين صفات چون خشم و غضب و نسيان توصيف شده است؟
در پاسخ بايد گفت كه مقصود واقعى از اين آيات معناى كنائى آنهاست و علت اينكه اين الفاظ درباره خدا به كار رفته است، اين است كه ذات او، اگر چه از اين حالات و دگرگونىها پيراسته است، اما آثار آنها كه كيفر و پاداش است، از ساحت او دور نيست. به عبارت ديگر، مقصود از خشم خدا بر افراد كافر، جز همان اثر خشم كه مؤاخذه و كيفر