238 همه مسلمانان را كافر مىدانستند، وهابىها نيز تمام مسلمين را به خاطر اعتقادشان به استغاثه، توسل به انبيا و اوليا، تكفير كرده، محكوم به شرك نمودند و فقط خودشان را مسلمان واقعى پنداشتند؟
آيا تلقى وهابىها از اسلام، بر پايه ظاهرگرايى، با تعطيل عقل انسان مساوى نيست؟ و آيا جمود فكرى آنان كه عارى از تعقل و تفكر است، باعث رفتار خشن و خشك پيروان اين فرقه نشده و نتيجه آن، كشتار جمعى مسلمانان در مناطق مختلف دنيا، با همان منطق و معيارى كه خوارج مرتكب كشتار مسلمين مىشدند، نيست؟
به هر حال، اين رفتار وهابىها، به خصوص در كشورهاى اسلامى، با ايجاد رعب و وحشت و بمبگذارىهاى كور و بىهدف و ترور و عملياتهاى انتحارى كه با آموزههاى متعالى دين مبين اسلام، هيچ سنخيتى ندارد، از همين ظاهرگرايى خوارج نشئت گرفته است.
آيا وهابيت، دين اسلام را به عنوان دين خشونت و تروريسم و مخالف با كرامت انسانى در جهان معرفى نكرده است؟
روشن است كه اين رفتار وهابىها در اسلام هيچ ريشهاى ندارد، جز اينكه آنان، اسلام را مانند خوارج از ظواهر و سليقههاى تحجّرآميز خود گرفته و باعث فاجعهاى غيرقابل جبران در جهان اسلام گرديدهاند.
«جميل صدق الذهاوى» درباره كشتار مردم طائف، توسط وهابىها مىگويد:
از شنيعترين كارهاى وهابىها، حمله و تجاوز آنان به طائف بود كه به كوچك و بزرگ رحم نكرده، حتى بچههاى شيرخوار را در دامن مادرانشان و قاريان را در حال قرائت و تعليم قرآن سر بريدند