237خواستند تا بر كفرشان شهادت داده، سپس توبه كنند. 1آنان بعد از پشيمانى در اين مسئله، به ظاهر آيه إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ ؛ «حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست» (انعام: 57) استناد كردند و با برداشت جاهلانه و غير معقول از ظاهر آيه، مىگفتند حاكميت، مخصوص خداست و بر اين اساس، تمام مسلمانان را كافر دانستند و اسلام را در فرقه خوارج منحصر كردند. امام(ع) در جواب اين سخن آنان كه مىگفتند: حاكميت فقط از آن خداست، مىفرمود: «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَا الباطِلُ» 2؛ «سخن حقى است كه باطل، از آن اراده شده است».
فرقه وهابيت، شباهتهاى زيادى به فرقه خوارج دارد و به همين علت، هنگامىكه در قرن دوازدهم هجرى در عربستان به وجود آمد، عثمانىها اسم خوارج را بر آنان اطلاق نمودند. 3
جمود بر ظاهر و مخالفت با اصول
شيخ محمد عبده دانشمند معروف اهل سنت، مىگويد: «وهابىها اخذ به ظاهر را واجب دانسته، به هيچ صورت از آن عدول نمىكنند، هرچند اين ظاهر، مخالف با اصول اسلامى باشد». 4وهابىها، ظاهرگرايى را از فرقه خوارج فرا گرفتهاند، زيرا بعد از گذشت قرنها، فرقه ديگرى شبيه آن ساختند و به همانسان كه خوارج،